|
28/4/86 پنجشنبه به به تا 10:30 خواب!بعد از دو هفته واقعا کیف داد!بعد هم کلاس عربی!واااااااااااااای یه استادی بودا!تقریبا توی اصفهان همه قبولش دارن!ولی یه جوری بود!مثل آ خ و ن د ا بود!خیلی خندیدیم!استخر!تا شب خواب!بعدشم چراغا خاموش!نت و تلویزیون! جمعه نه واقعا یه اتفاقی افتاده توی کل فامیل ما!مامانم امروز میگفت که مامانی گفته چند شب پیش داییم نصف شب زنگ میزنه روی گوشی اون داییم و قطع میکنه و صبح هم هرچی بهش میگفتن یادش نبوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!اون یکی مامان بزرگمم میگفت که چند شب پیش نصف شب بلند شده بوده و یوهو ظرف پر از آب یخ را ریخته بوده روی خودش و بعدش یوهو بیدار شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی چی واقعا؟؟!!!انگار غیر من بقیه هم خول شدن!طی یک عملیات انتحاری(انطحاری؟انتهاری؟انطهاری؟) اتاقمو عوض کردم!اتاقمو خیلی دوست داشتم چون مخصوص خودم بود!ویترینم داشت!یه پنجره بزرگ و در که به حیاط میخورد داشت!(همون حیاطی که توی یک سال و نیم 20 بار بیشتر توش نرفتم!چون اینجا را زیاد دوست ندارم!)اما خوب خییییییییییییییلی گرم بود!هم آفتاب توش میپیچید هم خودش گرم بود!اما اتاق مامان اینا هم یه کومچولو بزرگتره هم پنجره رو به بیرون نداره،هم دنج،هم گوشه هم خنک ترین اتاق! وقتی توش باشی از هیج جای دیگه خبر نداری!منم از بس غر زدم اتاقم گرمه دیگه اتاقمو عوض کردیم!چون هم واسه این یک سال درس خوندن بزرگتره هم خیلی خنک تر!ولی خیلیییییی خسته شدیم!وااااااااای من نمیدونستم اینقدر آتو آشغال دارم!بیچاره شدم! نصفش را ریختم!چون واقعا به درد نمیخورد!تازه اینجا یه سری کتابهام را به صورت طبقه بندی شده چیدم کنار اتاق که راحت باشم!عصری خونه مامان بزرگ!فریبا!زن عمو!خونه مامانی!عمو حسین( اَه )!نسرین!حرصی شدن!یانگوم!داداشی گوش درد! شنبه 10:30 تا 12 کلاس شیمی!چرا من امسال اینقدر مظلوم شدم؟؟تا بچه های کلاس حرف میزنن دلم میخواد سر به تنشون نزارم! واقعا؟؟؟من همون شیطونم؟؟؟!حالا میفهمم پارسال بچه ها از دست من چه میکشیدن!خدا ببخشتم!عذاب وجدان گرفتم!امروز دیگه داشتم جوش میوردم!کافی بود یکی بخنده یا حرف بزنه!خودم تو کفم هنوز!اینقدر دلم میخواد بشم عین بچه نخاله ها که همه چی را میرن توی دفتر میگن! یکشنبه از صبح ستاره اینجا بود!عزیییییییییییییزم!جیگری شده!هی دَ دَ دَ دَ میکنه و جیغ میزنه!تاااااااااااااااااازه بزنم به تخته تند تند هی چهاردست و پا راه میره!قربونش برم من!مامانی هم بودش!بعد هم با مریم رفتیم بیرون!روغن مورچه جواب تست اينه: موفق باشین لیلا
یکشنبه 24/4/86 صبح تا ظهر مدرسه!خیلی خسته شدم!چرا من اینقدر بدشانسم؟؟؟!(ع) را دیدم!شاید دو قدم اونطرفترش ایستاده بودم!اما منو ندید!صورتش یه طرف دیگه بود. یعنی من اینقدر کوچولو شدم که دیده نمیشم؟!جون عمم!آخه چرااااااااااااااااااا ندید؟؟؟!اه!عصری خواب و درس!1 ساعتم داشتم با مریم جیگر میحرفیدم!بعدشم با ندا جونم حرفیدم!من ندا را نداشتم میمردم!کاش پیشم بود!خونه همسایه!واسه سیستمشون!پیش ستاره جیگول!قربونش برم اینقدر ناناز شده! دوشنبه صبح مدرسه!با مریم!آرزو هم بود!بعد با آرزو رفتیم یکی را دیدیم!یکم هم با مریم وسط حیاط مدرسه نشستیم و کلی لیم گیری و مسخره بازی درآوردیم چقدر حالید!مرجان!بعد هم با مریم جیم فنگ زدیم خونه دوست جون نانازنازیم!واااااااااااااااااااااااااااااااای!فکر کن!کلی در خونشون بودیم و یه کارای پیچیده ای هم کردیم ولی مثمر ثمر واقع نشد(همون نتیجه ای نداد)میتونستم یه کاری بکنم نتیجه بده ولی شاید هنوز خیلی زوده!شاید حکمت خدا بوده که نباید ........!خلاصه دوست جون نازنازیم را دیدم!نااااااااااااااااااااااااااازی! مامان یکی دیگه از بچه ها را هم دیدم!واااااااااااااااااای فکر کن!بعد هم زودی اومدیم خونه!ظهر رسیدم!هم ضدحال بود هم نه!ولی مهم دوست جونم بود!مطمئنمم یه حکمتی توی کار بود!ساعت 1 که خوابیدم ساعت 5 بیدار شدم!ینقدر خسته بودم!انگار که کوه کندم!آخه صبح از مرکز شهر بدو بدو رفتیم تقریبا شمال شهر!یه تیکه خیابونشم چون فقط آدرس داشتم و جاش را بلد نبودم باید پیاده میرفتیم!خلاصه که خیلی راه رفتیم و اونم تند تند!اگه نه راه رفتن منو خسته نمیکنه!تازه اصلا هم از محل اون خیابون خوشم نیومد! آخه شمال و جنوب اصفهان برعکسه! یه جوری بود خیابونش!عین این بازار روزا هستا!راستشم بخوای من غیر از خیابون خودمون که عشقمه یکی دوتا دیگه از خیابونا را بیشتر دوست ندارم!خیلی هم واسم مهمه که خونه کجا باشه(تقریبا)!دو سال پیش که اون خونمون را فروختیم خیلی گریه کردم!آخه خیلی دوسش داشتم!15 سال توی اون خونه و با یه عالمه خاطره و بهترین جای خیابونمون! بالا شهر نیستیم ولی لااقل مرکز شهریم و بهترین جا!وقتی هم دنبال خونه بودیم هرجایی غیر از خیابون خودمون میرفتیم حتما یه ایرادی میگرفتم و اعصاب خورد میکردم!البته الان هم که اینجاییم یه نصف خیابون با اون یکی فاصله داره!ولی مهم خیابون خودمونه!اگه یه روز نرم توی اون خیابون دیوونه میشم!عصری ستاره جیگملیم اومد پایین!کلی باهاش بازی کردم!شب هم نشستم به درس خوندن!بعدشم فهمیدم خالم(مامان آرش) اومده بوده بالا و ما نفهمیدیم!چقدر بد!خیلی وقته ندیدمش! سه شنبه صبح تا ظهر مدرسه!عصر هم با نسرین اینا و مامانی اینا و ستاره و الهام اینا پارک!پیست دوچرخه و اسکیت و .....!وااااااااااااااااااااااااای که چقدر کیف داد!از ساعت 7 تا 12 شب دوچرخه سواری!به عبارتی بیچاره شدما ولی خیلی کیف داد!یه دوتا از بروبچ را هم دیدم!کلی هم خندیدم!تازه یه بار داشتم با دوچرخه میومدم دیدم یکی پشت سرم که معلوم بود اونم با دوچرخس گفت خانوم برو کنار و بعد هم یه پسری با دوچرخه اومد کنارم!منم از ترس نزدیک بود سکته کنم!حالا همین وسط پارک؟!تا برگشتم طرف پسر دیدم داییمه!داشتم میمردم و اون کسی هم که صدام کرده بود پسرداییم بود ولی نمیدونم چرا یه لحظه صداش را تشخیص ندادم!بعد هم عین قطار پشت سرهم رفتیم!در کل خییییییییلیییییییییییییی حالید!شب هم که جنازم رسید خونه!یکم نت که کلی خندیدم! چهارشنبه صبح از 8 تا 10:30 کلاس شیمی!هوچی هم وسطش استراحت نداد!یکی از بچه ها هم یه اهنگ خفن گذاشت روی گوشیش و یکی دیگه زنگ زد بهش!واااااااااااای یه آهنگی بودا!خود استاده هم ترکیده بود از خنده!بعد هم مثل هرروز همشون جیم فنگ زدن با عشقولیاشون و منم اومدم خونه!یه دوتا از بچه های مدرسه بقلی را هم دیدم!ساناز!عصری هم درس خوندم! پ.ن1:میبینم که بلاگفا دچار تغییر و تحول شده!همون که توی کامنتدونی نظرها را به صورت خصوصی میفرسته!حالا دیگه تاییدی نمیخواد! پ.ن2:کاش اون 0.25 را بهش نمیدادن!اون موقع ........... پ.ن3:چرا بلاگرد قاطی کرده؟! پ.ن۴:گفته بودم دیگه اسمایل بی اسمایل! اين يک تست روانشناسيه، به نظر تو من شبيه کدوم يکي از اينام ! لطفا فقط يکيش رو بگو! جواب این تست توی پست بعد!این تست را هم از این وبلاگ برداشتم>>>> من و ام اس(ویولت) موفق باشین لیلا
دوشنبه ساعت 9:30 کلاس داشتم!درست به موقع رسیدم!از بس دیر راه افتادم گفتم حالا دیر میرسم سه شنبه صبح از 8 مدرسه!ریاضی پایه،دیفرانسیل،فیزیک پیش!یه مدرسه خر تو خریه چهارشنبه از خواب که بیدار شدم دیدم توی پذیراییم پنجشنبه تا ظهر الافی!بعد هم استخر!خیلیییییییییییییییییییییییییییییی بده وقتی میری استخر دبیر هندست را ببینی جمعه صبح که رفتم باغ زندایی گفت تو دیشب چرا نیومدی؟!گفتم من نمیدونستم شنبه صبح که بیدار شدم دیدم انگشتری که همیشه توی دستمه روی میز کامپیوترمه شنیدی؟:::یه روز یه نفر توی یه جمع یه اسکناس ۵ هزار تومانی را در میاره و میگه کی این اسکناس را میخواد؟جمعیت زیادی دستشون را بلند میکنن!اون شخص میگه باشه بهتون میدم.بعد اون اسکناس را مچالش میکنه و دوباره میپرسه کی میخوادتش؟بازم تعداد زیادی دست خودشون را بلند میکنن.این بار شخص اسکناس را میزاره روی زمین و با کفش میره روی اون!بازم میپرسه و این بار هم تعداد زیادی دست خودشون را بلند میکنن! نتیجه:::زندگی هم مثل همین اسکناس ۵ هزار تومنی میمونه که با این همه بلایی که سرش اومد از ارزش و اعتبار اون کم نکرد!پس نباید به خاطر یه سری اتفاقای معمولی زندگی را ببازیم داستان جالبی مگه نه؟! پ.ن۱:هرکی یکی از امتحاناش را -۷- بشه خود مدرسه تک مادش میکنه و قبول میشه مگه نه؟!!!!پس احتمالا اونم قبول میشه!دلم میخواد بدونم عشقش بهش چی میگه؟؟! کی میدونه اسم این میوه چیه؟!فقط میدونم مال دبی هستش!(ندا میدونی؟!) اینم عینکم!نارنجی مایل به مسی ولی اینجا خیلی بد افتاده!ولی بدجوری تو چشم میزنه!جلف! موفق باشین لیلا
یکشنبه مثل دیروز!مریم!نسرین!بدری!زندایی!عمه ها!زن عمو!عمه ها و زن عمو هودم! خیلی خوش گذشت!مخصوصا که امسال مریم میاد دوشنبه امروز مریم جیگر نبود!نمیدونم کجا بود!زنگم زدم جواب نداد!درسا اومد!امروزم مثل هرروز بدی نبود!3 روزش رفت!دیگه داره تموم میشه! سه شنبه صبح جلوانی!آخ جوووووووووووون!تریپ جلف مدیر منطقه- تو چرا نمیای ثبت نام کلاس؟؟؟ من---من رفتم پیش دانشگاهی ثبت نام از پس فردا هم کلاس دارم! --- بله رفتم همونجا از شنبه هم شروع میشه! - تو استادای ما را ول کردی رفتی با ...... و ...... و ....... کلاس گرفتی؟؟؟؟ --- خوب آخه پیشم را میخوام برم! - نه اونجا فایده نداره.اصلا تو دبیرستانت را کجا بودی؟؟؟! --- من ......... میرفتم! - خوب از اونجا میخوای بری اونجا افت پیدا کنی؟؟؟ --- دبیرستانمم همچین جالب نبود اینجوری میگی! - نه،تو درس نمیخوندی.میتونی برو پولت را هرجوری شده پس بگیر اگه یکمش را هم برداشت بزار برداره و بیا اینجا اسم بنویس! --- چشم حالا به بابام بگم! - من دارم جدی میگما تو که ما را میشناسی واسه چی نیومدی؟؟من تو رو ببینمت میکشمت و من باید مشاورت را بندازم به جونت!من تورو ببینم میکشم! --- پس من اصلا نمیام! - جدی دارم میگم میکشمت! --- خوب باشه منم جدی میگم! - اصلا ببینم خونتون کجاست؟؟؟؟! --- .................... - خوب تو اونجا برو همین مدرسه دولتی به این خوبی نزدیکتون و کلاسهات را بیا اینجا!واسه چی میری اونجا پولاتا حروم کنی.اگه هم رفتی نگی من گفتم بری پولت را پس بگیری! --- باشه نمیگم.ببینم چی میشه! - اصلا گوشی را بده به مامانت! --- گوشی! بله منم در حین اینکه گوشی را دادم به مامانم آروم گفتم دری وری میگه هوچی نگو!بگو خوب!تا حالا اینقدر خونسرد جواب کسی را نداده بودم چهارشنبه مثل هرروز صبح با صدای تلفن بیدار شدم!مگه ول میکنن *این آدمایی که میگم میشه گفت تقریبا خواستگار بودن پنجشنبه مثل همیشه تلفن بیدارم کرد جمعه باغ!خواب دیشب بدجوری بهم ریخته بودم!نمیدونم چرا!دلم یه تعبیر خواب میخواد همه- آرش یه سی دی قشنگ بزار گوش بدیم! من--- اَاَاَاَاَاَاَاَییییییییییییییییییییییییی این سی دی هاش به درد خودش میخوره!اون دفعه که ماشینش پیش ما بود دیدم! همه- آرش-- .........................! شب شد!توی ماشین و آهنگ!حوصله اونجا را نداشتم!اصلا انگار نحسی اونجا به من میگیره شنبه صبح یه چیزایی شنیدم که فقط دستم روی سرم بود که یوهووو شاخ سبز نشه یکشنبه صبح زود مثل یه دانش آموز خوب رفتم مدرسه پ.ن۱: پروندم!ای ول! پ.ن۲:چرا من نمیتونم با نسرین کنار بیام؟!ولی این چند روز باهاش خوب شدم! پ.ن۳:احتمال اینکه تخت بخوابم هست!نه بابا شوخی بود!ولی رگ سیاتیکم بدجوری درد میکنه!کاش کار دستم نده! پ.ن۴:به لطف یکی از بچه ها(ممنون پ.ن۵:دلم میخواد سر به تن هیچکدوم نزاررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم!اه!فامیل......! پ.ن۶:بیچاره عشقولی مریم!کاش مریم میشد زندایی من!حیف! پ.ن۷:مریم جونم چیکار کنم هرچی قالب عوض میکنم به دلم نمیچسبه!دلم یه قالب خیلیییییییییییییییییی خوشگل میخواد! پ.ن۸:قربون حضرت زهرا برم که روز تولدشم سهم من از زندگی گریس!!! پ.ن۹:کاش یکم میفهمیدن که من چی میگم!!!!! پ.ن۱۰:حافظ گفت::::این پیک نامور که رسید از دیار دوست آورد حر ز جان ما ز خط مشکبار دوست! پ.ن۱۱:این خون دماغ لعنتی چیه صبح به صبح میاد سراغم! پ.ن۱۲:عمو حسین!محسن!قران!قسم!عقد! پ.ن۱۳:روضه ما واسم هیچ موقع حکم روضه را نداره!این فقط یه نذر بود!ولی چون خیلی خوب بود ادامه داره!بیشتر اینه که فامیل را میبینیم! پ.ن۱۴:اگه از این به بعد کامنت کم گذاشتم یا نزاشتم دلیل بر بی معرفتی نیست درس دارم پ.ن۱۵:از این به بعد از گذاشتن اسمایل معذوریم!
سيلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه دوست جونام ميبيني چقدر شنگولم؟؟؟؟آخه امروز يه روز مهميه ديگه!!!!اگه گفتي؟؟؟ اره خوب روز مادر هست ولي يه چيز مهمتر.واسه من كه خيلي مهمه....مطمئنم نميتوني حدس بزني!!! ميتوني؟؟عمرررررررررررررررررررررررررررررررررررررن!!! بگم؟؟؟نه يكم تو خماريش بمون تا بعدا!!!بعدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا! آره درست فكر كردي دارم اذيت ميكنم.خوب كيف ميده ديگه.مگه خبر نداري من خيلي شيطونم.ميدوني؟؟؟پس انتظار اين اذيت را هم داشته باش! خيلي دلم واست ميسوزه.چون ميخواي بدوني چه خبره مگه نه؟؟؟؟ بگممممممممممممممممممممم؟ خيلي خوب باشه تا دق مرگ نشدي ميگم.باشه بابا چرا اينجوري گريه ميكني؟؟؟آره با توام گريه كردن نداره.....هووووووووووي تو چرا غش ميكني؟؟خيلي خوب باشه.... ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم باشه اون دمپايي را بزار زمين تا مثل يه بچه خوب بگم چيشده.. آفريييييييييييييييييييييييييييييييييين خودم واست يه قا قا لي لي خوشمزه ميخرم!!!!!!!!!!!!!!! امروز تولد عشق منه..............عشق؟؟؟كدوم عشق؟؟؟نميدونستي؟؟؟؟وااااااااااااااااااااااااااااا....مگه ميشه؟؟؟ آره ديگه تولد عشقم،دوستم،عزيزم،گلم و خلاصه هرچي كه بگي.................... امروز تولد نداييييييييييييييييييييييييييييييييييييي خودمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممه الهيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي قربونت برم تولدت مبارك الهي 100 ساله شي نه 120 ساله شي نه 120 سال كمه هميشه زنده باشي................. آره هميشه زنده باشي..........موفق باشي..................خوشبخت باشي................... هاااااااااااااااااااااااااااااااا ندايي كادو ميخواي؟؟؟؟افعلا همين در دسترس بود......فعلا اين يادگاريا از من قبول بكن تا بععععععععععععععععععععععد جبران كنم......... چرا اينقدر سر و صدا ميكنين؟؟؟؟شيكموها گشنتونه؟؟؟؟باشه اينم كيك.... خوب ديگه بسه برين خونه هاتون.................. ندا عزيزم قربونت برم هميشه شاد و سرحال و سرزنده باشي.... مراقب خودت باش!!! باييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي پ.ن۱:خاله جونم خیلی ناراحت شدم.نمیدونم چرا اینجوری شد.متاسفم!ولی کاش درست میشد پ.ن۲:ندا جونم میلم را دوست داشتی؟؟!
شنبه امروز روز اولش بود!چند هفته ای بود روزشماری میکردم!امروز خونمون شلوغ بود خیلی شلوغ!مریم هم اومد پ.ن۱:این سهمیه* بندی که گفتم متوقف میشود به خدا توی رادیو فردا گفت!به من چه! پ.ن۲:خاله جووووووووووووووووووووونم پ.ن۳:واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای مامانی اینا میگفتن مریم بشه عروسمون پ.ن۴:خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بهم خوش گذشت!روز اول!مریم!ختم یاعلی!........ پ.ن۵:گلین جون زیاد جالب نشده ولی خودم گرفتم!
سلام چطوری؟
پنجشنبه شب قبلش تو حیاط!نگار اینجا بود و من و خاله و ستاره!دقیقا دیوونه شدیم جمعه ختم بابای الهام!الهی بمیرم.خدا هیچ خونه ای را بی بزرگتر نکنه!بیچاره پسر و دخترش که هنوز توی خونن!چقدر میترا گریه کرد شنبه تا ظهر خواب!جو گرفتم اتاق درست کنم اما وسطش ول کردم یکشنبه داداش خان تشریف بردن مسابقه!منم رفتم و پیش دانشگاهی ثبت نام کردم!به دلیل اینکه پدرخان فرمودن با این نمره های افتضاح خودت میری ثبت نام ببینی مینویسن یا نه دوشنبه بازم نگار!به خاله گفتم زنگ به آرش واسه سی دی هاش!خودم باهاش حرفیدم پ.ن۱:همش دارم فکر میکنم چی میشد من جای آبجی نگارم بودم؟؟؟ پ.ن۲:از آدمای نمک نشناس متنفرم!تا جایی که بتونم دیگه نمیزارم بابام کاری واسشون بکنه!اما هرچی باشه..............! پ.ن۳:غنش 90 ام هم اومد!عججججججججججججججججججججججججججججججب بارونییییییییییییییییییی بود! پ.ن۴:سحریییییییییییییییییییی جونم گفته بودم که دوربینم مشکل پیدا کرد و از حافظ نتونستم عکس بگیرم!البته با اون یکی عکس گرفتم که باید اسکن میکردم که نیییشد! پ.ن۵:در ضمن اگه عکسا ناقص بود به خاطر اینه که دوربین یکم دست من بود یکم داداشی! پ.ن۶:من پدر اون مدیریت استخر را در میارم! پ.ن۷:خیلی جالبه با یه سری دوست باشی بعد یه سری دیگه ندونن!بعد همه با هم دوست باشن!بعد ندونن که با هم دوستن!بعد تازه بخوان معرفی هم بکنن!تازه ندونن که خودت خیلی دقیق تر میدونی!فهمیدی چیشد؟؟؟فقط من میفهمم و مریم!
سیلام اینم عکس هایی که چند وقته میخوام بزارم تله کابین اصفهان: ارتفاع را ببین ببین چقدر هوای اصفهان کثیفه!آخرش دق میکنم! کوه صفه>>>>> 1 شیراز: پاسارگاد >>>>> آرامگاه کوروش ، کاخ بار عام ، کاخ اختصاصی ، تل تخت1 ، تل تخت2 باغ دلگشا البته یه باغ هم بود که الان اینجا نیست! سعدی>>>>> آرامگاه سعدی ، قبر ، گل ، حوض ماهی باغ ارم>>>>>> گل ، عمارت1 ، عمارت2 ، همون جوی آب ، گل2 ، حوض آب ارگ کریمخان زند>>>>>> 1 ، 2 ، 3 من اینجا را نرفتم! تخت جمشید>>>>>> 1 ، 2 ، 3 ، موزه1 ، موزه2 ، موزه3 ، موزه4 ، موزه5 ، موزه6 اینا را ببین!به عمرم ندیده بودم!هنوزم تو کفشم چون ۲-۳ تا بیشتر نخوردم!آخه من عاشقشم! توووووووووووووووووت1 تووووووووووووووووووووووت2 یه جورایی همه جد و آبادم اومد جلو چشام تا آپ شد این پست! در ضمن جناب حافظ را هم چون دوربینمون آب و هواش عوض شده بود و شهر به شهر شده بود یکم حالش بد بود و نشد عکس و فیلم بگیرم! موفق باشین لیلا
سیلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام! چطورین خوبین؟؟؟هااااااااااااااااااااااااااا منم اِیییییییییییییییییییییییییییی بدی نیستم!نفسی میره و میاد! این جوجو نازه!همون فرزانه جون خودمون منو به بازی دعوتیده آخه من چی بگم؟؟؟؟؟نیدونم والا!!!!منو که میبینی همه روم تاثیر میذارن چی میگه آیا؟؟؟؟هاااااااااااااااا چی میگه؟؟؟؟قل مراد داره فکر میکنه!!!!وااااااااااااااااا حالا یوهو این وسط قل مراد چیکاره بود؟؟؟من چرا یاد اون افتادم؟؟؟؟؟نیدونم والا!!!!!! خودمم دارم حس میکنم امشب دوباره زده به سرم!جدی نگیر!!!!!!!!!!!!!! خوب حالا چیزایی که روی من تاثیر میزارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 1- همونی که فرزانه گفت.اول همه فقط خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا! 2- مهتاب دوست جون خودم و یه دوستی که میدونم دوست نداره اسمش را ببرم ولی ازش توی این وبلاگ حرف زدم! 3- دبیر عربی سال دوم راهنماییم که تاثیر منفی داشت و باعث شد از عربی متنفر بشم و هرچی هم بخونمش هوچی یاد نگیرم! 4- ……………………………………………………………………………….!شخصی شخصی!!!!!!!!!!!!!!!!!! 5- مدرسه دوران راهنماییم و دوستایی که داشتم! دری وری گفتم نه؟؟؟؟؟ولی آخه هرچی فکر کردم هوچی یادم نیومد!!!!!!!! حالا باید 5 نفر را دعوت کن آره؟؟؟؟باشه! 1- ندا جونم 2- آقا هادی 3- سحرییییییییییییییییییییییییییییی جونم 4- پانیذ عزیز 5- گلتا و نسیم خانومی! 6- ناهید جونم خوب چیکار کنم دوست داشتم 6 تا بشه! تازه ناهید جونم تا برگشت مینویسه مگه اشکالی داره؟؟؟ راستی اگه اسم بعضی ها را نبردم واسه این بود که دعوت شده بودن! خوب برم دیگه فعلا بابای
|
About
فعلا هستم...!
Archivesشهریور 1387فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 Specific |